مجله ادبی کمال اکبری
اطلاعیه ها:
  • موش و گربه (عبید زاکانی)
  • اشعار تبریک عید سعید فطر (۵)
  • اشعار وداع با ماه رمضان (۳)
  • اشعار میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام (۶)
نمایش نوار ابزار
آخرین مطالب
غزل:  از دیده خون دل همه بر روی ما رود (حافظ شیرازی)

غزل: از دیده خون دل همه بر روی ما رود (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

از دیده خون دل همه بر روی ما رود از دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چه‌ها رودما در درون سینه هوایی نهفته‌ایم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رودخورشید خاوری کند از رشک جامه چاک گر ماه مهرپرور من در قبا رودبر خاک راه یار نهادیم روی خویش بر روی ما رواست…

غزل:  از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه (حافظ شیرازی)

غزل: از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامهدارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموع عینی هذا لنا العلامههر چند کزمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامهپرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامهگفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم و الله ما…

غزل:  احمد الله علی معدله السلطان (حافظ شیرازی)

غزل: احمد الله علی معدله السلطان (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

احمد الله علی معدله السلطان احمد الله علی معدله السلطان احمد شیخ اویس حسن ایلخانیخان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانیدیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانیماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند دولت احمدی و معجزه سبحانیجلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا چشم بد دور…

غزل:  ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید (حافظ شیرازی)

غزل: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسیدشاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشیدقحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت باده و گل از بهای خرقه می‌باید خریدگوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش من همی‌کردم دعا و صبح صادق می‌دمیدبا لبی و…

غزل:  آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند (حافظ شیرازی)

غزل: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کننددردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنندمعشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد هر کس حکایتی به تصور چرا کنندچون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست آن به که کار خود به عنایت رها…

غزل:  آن یار کز او خانه ما جای پری بود (حافظ شیرازی)

غزل: آن یار کز او خانه ما جای پری بود (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

آن یار کز او خانه ما جای پری بود آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بوددل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بودتنها نه ز راز دل من پرده برافتاد تا بود فلک شیوه او پرده دری بودمنظور خردمند من آن ماه که او را با حسن…

غزل:  آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند (حافظ شیرازی)

غزل: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کنداول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کنددلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او باشد…

غزل:  آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم (حافظ شیرازی)

غزل: آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم خاک می‌بوسم و عذر قدمش می‌خواهممن نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا بنده معتقد و چاکر دولتخواهمبسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز آن مبادا که کند دست طلب کوتاهمذره خاکم و در کوی توام جای خوش است ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهمپیر میخانه…

غزل:  آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد (حافظ شیرازی)

غزل: آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین دادوان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگین دادمن همان روز ز فرهاد طمع ببریدم که عنان دل شیدا به لب شیرین دادگنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست آن که…

غزل:  آن که از سنبل او غالیه تابی دارد (حافظ شیرازی)

غزل: آن که از سنبل او غالیه تابی دارد (حافظ شیرازی)

پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ :: ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد آن که از سنبل او غالیه تابی دارد باز با دلشدگان ناز و عتابی دارداز سر کشته خود می‌گذری همچون باد چه توان کرد که عمر است و شتابی داردماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف آفتابیست که در پیش سحابی داردچشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک تا سهی سرو تو را تازه‌تر…