نمایش نوار ابزار

چه تخیلات پوچی!- دوباره روز غصه شد (درسالگرد او)

چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶

شعرچه تخیلات پوچی!- دوباره روز غصه شد (درسالگرد او)

هزاران درود بر استاد لقمانی عزیز

بسیار متاثر شدم

روحش شاد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شعرتان بسیار زیبا و غمگین و بجا بود

میان قاب پنجره ، نشسته ام به سوگ تو
که اشک دیده گان من ، مثالِ چشمه سارشده

عااااااااااااااااااااااااالی

انگار که از مشت قفس رستی و رفتی

یکباره به روی همه در بستی و رفتی

هر لحظه همراهی ما خاطره ای بود

اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی

چون خاطره غنچه پرپر شده در باد

در حافظه باغچه ها هستی و رفتی

“نمی دونم از کیه”

در پناه حق

حتما بخوانید   شولای غم